Khaneye Ejareyee: خانهی اجارهای

Couverture
Naakojaa, 23 févr. 2015 - 172 pages

 ما دوریم و روزبهروز بیشتر عاشق همدیگر میشیم، ما میخوایم عاشق بمونیم و همچنان از هم دوری میکنیم و فقط سایههای همدیگر را تعقیب میکنیم و هیچوقت هم به روی هم نمییاریم. . ولی وقتی بعد از یک مدتی میخوایم همدیگر را ببینیم دلمون میشه قدر یه گنجشک، یه کبوتر. پرپر میزنیم واسه همدیگر. ما از همدیگر دور هستیم و صاحب هم نیستیم، هیچ موقع هم صاحبخونهی هم نمیشیم. همیشه یه چیزی واسه جنگیدن داریم، ما گوشت و پوست و استخونمون بدون جنگ معنی نداره.

 

Avis des internautes - Rédiger un commentaire

Aucun commentaire n'a été trouvé aux emplacements habituels.

Table des matières

Section 1
5
Section 2
8
Section 3
Section 4
Section 5
Section 6
Section 7
Section 8
Section 9
Section 10
Section 11

Expressions et termes fréquents

À propos de l'auteur (2015)

 پس از پایان دانشگاه در رشته مهندسی صنایع چوب و کاغذ ، در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار شدم و کارم نوشتن سناریو برای آگهیهای تبلیغاتی بود . سپس  توسط همین شرکت، سناریو نویسی را آغاز کردم. اولین کار تلویزیونیام، سریال پاورچین بود و سریالهای طنز دیگر. اولین کتابم قلع و قم شده،  به اسم " یک کفش راحتی..."  در سال 2006 توسط نشر ثالث منتشر شد و همان سال هم، جایزه گام اول را دریافت کرد.

در خارج از کشور هم کارم را با چاپ داستان در مجلات ادبی مثل گردون و گلستانه و...همچنین  رادیو زمانه  ادامه دادم. هم اکنون هم  حدود 10 سال است که در کشور آلمان زندگی میکنم و در حال نوشتن پایان نامه  دکترایم در دانشگاه هامبورگ هستم. چند مجموعه داستان کوتاه و بلند در دست انتشار دارم. داستان "اصلامهم نیست" اولین داستان بلند من است که در خارج از کشور منتشر میشود.

Informations bibliographiques